مرتضى مطهرى
335
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
دموكراسى مىآورد . اين دموكراسى روز به روز مىخواهد دموكراسى بيشتر بشود ، پى درپى مىخواهند زيادتر بشود ، مىگويند اين بر خلاف اصول آزادى است ، آن بر خلاف اصول آزادى است ، . . . ولى « الشئ اذا تَجاوَزَ حَدَّهُ انْقَلَبَ الى ضِدِّهِ » ( البته ديگران به اين صورت مىگويند ) وقتى كه آزادى هم خيلى زياد شد منجر به هرج و مرج مىشود . وقتى منجر به هرج و مرج شد يك ديكتاتورى پشت سرش مىآيد . او اين حرف را نمىزند كه ديكتاتورى پشت سرش مىآيد ، مىگويد حكومت پرولترها مىآيد . البته مىگويد « ديكتاتورى پرولتاريا » كه ديكتاتورى هست ولى [ اين ديكتاتورى عين آزادى است . ] در عين حال قبول دارند كه ديكتاتورى هست . وقتى كه آزادى زياد شد و زياد شد ، مثل آزاديهايى كه در فرانسه و امريكا هست كه بچه را آزاد بگذار ، زن را آزاد بگذار ، بچه بايد سركلاس آزاد باشد ، پايش را هم اگر مىخواهد دراز كند بگذار دراز كند ، اگر مىخواهد بخوابد درس را گوش كند بگذار بخوابد ، اگر پسر و دختر مىخواهند دستهايشان را به گردن هم بيندازند در همان حال درس را گوش كنند ، اصلْ آزادى است ، اصل اول آزادى است . پشت سر هم آزادى و آزادى . اين آزاديها نمىتواند تا بىنهايت ادامه پيدا كند ، منجر به يك هرج و مرج و بحرانهايى مىشود . همانطور كه سرمايه دارى دچار يك نوع بحران در درون خودش مىشود ، آزادى دچار يك نوع بحران در درون خودش مىشود كه همان بحران منجر به يك ديكتاتورى مىشود . ولى اينها چون مىخواهند بگويند در عين حال آن نظام بعدى ، ديكتاتورىاى كه بعد مىآيد كه ديكتاتورى به اصطلاح سوسياليستى هست [ منافاتى با آزادى ندارد ، ] مىگويند « ديكتاتورى پرولتاريا » كه آن ديكتاتورى در عين حال عين آزادى است ، هم آزادى است هم ديكتاتورى ؛ هر دوى اينها در آنِ واحد هست . اين هم توجيه تكامل . داروينيزم و نظريهء ماركس اتفاقاً اين كه اين كتاب مىگويد كه اين نظريهء كارل ماركس ريشهاى در داروينيزم دارد ، اين را خوب توضيح نمىدهد و بايد گفت ريشهاى كه در داروينيزم دارد ريشهء ضعيفى است . البته اين مقدار عرض كرديم كه قبل از داروين خود هگل اساساً فلسفهاش فلسفهء تكاملى است چون معتقد است كه ما از مقولهء بسيطتر به مقولهء كاملتر مىرسيم ؛ همينطور مقولات به سوى تركب و پيچيدگى مىروند . پس اصل نظريهء تكامل را او هم قبول دارد . اصلًا اساس ديالكتيك هگل بر اصل تكامل است . اصل تبديل كميت به كيفيت را هم كه باز هگل خودش گفته بود . آن مثال را هم اولين بار هگل گفته است . بله ، داروين از يك طرف و نئوداروينيستها از طرف ديگر تأييدى براى دو نظريهء هگل آوردند . البته اينها ( ماركسيستها ) هم به قول خودشان نظريهء هگل را از جنبهء ايده آليستى به جنبهء عينى و مادى [ سوق ] دادند . خود داروين فقط اصل تكامل را در جانداران تأييد كرد . در